باران که شدی
نوشته ی: -

باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست
سقف حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

باران ! توکه از پيش خدا مى آیی
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست

بر درگه او چونکه بيفتند به خاک
شير و شتر و پلنگ و پروانه يکيست

با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى
حمد و فلق و نعره ى مستانه يکيست

اين بى خردان،خويش ، خدا مى دانند
اينجا سند و قصه و افسانه يکيست

از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار
در خلقت حق، رستم و موریانه يکيست

گر درک کنى خودت خدا را بينى
درکش نکنى , کعبه و بتخانه يکيست


شنبه ، ۳ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۴:۵۰

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را به صورت کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی