جستجوی بودا
نوشته ی: -

مشهور است که "بودا" درست در نخستین شب ازدواجش در حالی که هنوز آفتاب اولین صبح زندگی مشترکش طلوع نکرده بود قصر پدر را در جست و جوی حقیقت ترک می کند.
این سفر سالیان سال به درازا می کشد و زمانی که به خانه باز می گردد فرزندش سیزده ساله است.
هنگامی که همسرش بعد از این همه انتظار چشم در چشمان "بودا" می دوزد آشکارا حس می کند که او به حقیقتی بزرگ دست یافته است: حقیقتی عمیق و متعالی.
بودا که از این انتظار طولانی همسرش شگفت زده شده بود از او می پرسد چرا به دنبال زندگی خود نرفته ای !؟
همسرش می گوید:
من نیز در طی این سال ها همانند تو سوالی در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش می گشتم
می دانستم که تو بالاخره باز می گردی و البته با دستانی پر . دوست داشتم جواب سوالم را از زبان تو بشنوم
از زبان کسی که حقیقت را با تمام وجودش لمس کرده باشد.
می خواستم بپرسم آیا آن چه را که دنبالش بودی در همین جا و در کنار خانواده ات یافت نمی شد ؟
و بودا می گوید : "حق با توست ".
اما من پس از سیزده سال تلاش و تکاپو این نکته را فهمیدم

که جز بی کران درون انسان

نه جایی برای رفتن هست

و نه چیزی برای جستن.

حقیقت بی هیچ پوششی کاملا عریان و آشکار در کنار ماست.
آنقدر نزدیک که حتی کلمه نزدیک هم نمی تواند واژه درستی باشد
چرا که حتی در نزدیکی هم نوعی فاصله وجود دارد.

ما برای دیدن حقیقت

تنها به قلبی حساس

و چشمانی تیزبین نیاز داریم.


جمعه ، ۲۹ شهریور ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۲:۲۹

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را به صورت کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی