حکایتی از سعدی (1)
نوشته ی: سعدی

کسی مژده پیش انوشیروان عادل آورد، گفت شنیدم که فلان دشمن ترا خدای عزوجل برداشت، گفت هیچ شنیدی که مرا بگذاشت ؟

اگر بمرد عدو جای شادمانی نیست
که زندگانی ما نیز جاودانی نیست


جمعه ، ۲۱ شهریور ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۹:۰۰

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را به صورت کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی