رد پای مشخص زندگی
نوشته ی: ارنست یبوا

زندگی به من بسیار آموخت

به من آموخت که هیچ چیز ثابت نمی ماند

قدرتمند، دیر یا زود ضعیف می شود و ضعیف دیر یا زود قدرت را به دست می گیرد

به من آموخت که کلمات مهم هستند

کلمه می تواند بیمارت کند همچنانکه به سادگی شفایت بخشد

به من آموخت که هر فردی، خواسته یا ناخواسته شکاری برای فرد دیگر است

و زبانی که آزادت می کند، همان زبانی است که روزی اسیر و گرفتارت خواهد کرد

همچنانکه رودخانه ای که به من لذت می دهد، می تواند برای لذتش من را نیز قربانی خود کند.

زندگی به من آموخت، آنچه که شادم می کند همان چیزی است که قرار است غمگینم کند

و آنچه غمگین ام می کند قرار است روزی، لبخند شادی و رضایت بر چهره ام بنشاند

به من آموخت که راضی بودن از زندگی با رضایت به میانمایگی فرق دارد

به من آموخت که سبقت گرفتن به معنای قهرمان بودن و قهرمان شدن نیست

زندگی به من آموخت که آنچه من هزینه می کنم، درآمد فرد دیگری است

و درآمدی که به دست می آورم، چیزی است که دیگری تصمیم گرفته است هزینه کند

زندگی به من آموخت که جایی که همه چیز ساده است، به دنبال شکل دیگری از پیچیدگی بگردم

و در پس هر چیز که پیچیده می شود، در جستجوی قوانین ساده باشم

زندگی به من آموخت که تلاش کردن بدون فهمیدن و فکر کردن، بیهوده تاختن است

و فکر کردن، بدون تلاش کردن و راه رفتن، جز زهدی فریبکارانه نیست

زندگی به من نشان داد که هر روز، با سوالات تازه ای پیش روی من ایستاده است

شتاب کردن در یافتن پاسخ آنها، چندان ارزشی ندارد

چرا که بلافاصله، سوالات بعدی، در صف طولانی ابهام و شگفتی، آماده اند تا روبرویم بایستند

زندگی به من آموخت که عمیق تر فکر کردن به عالم هستی، شگفتی من را کاهش نمی دهد

بلکه افق شگفت تری را پیش رویم نمایان میکند


پنجشنبه ، ۷ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۷:۲۸

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را به صورت کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی