دوازده مرد خشمگین (12Angry men)
کارگردان: سیدنی لومت (Sidney Lumet)
سال ساخت: 1957
ژانر: درام
امتیاز من از 10: 9.5
دوازده مرد خشمگین (12Angry men)
فیلمی زیبا همراه با فیلمنامه قدرتمند به کارگردانی سیدنی لومت با استعداد که چنین ایده ای را وارد دنیای سینمایی کرده و به سه شخصیت اصلی فیلم وجه ی خاصی بخشیده، شاید زیبایی فیلم بر سر بحث و گفتگو های این سه نفر می چرخد: مردی که دیگران را به درستی، متقاعد ذهنیت خود می کند، و پیرمردی که در آخر با هوش و ذکاوت خود همه را جلب نظر خود می کند و مرد مغروری که به دلیل مشکلاتی که با پسر خود دارد حاضر به قربانی این نوجوان است. یکی از نکات حائز اهمیت فیلمبرداری زیبای این فیلم است با اینکه از ابتدایی ترین تجهیزات سینمایی برای ساخت این فیلم استفاده شده ولی از همه جهات دیدنی به نظر می رسد.
داستان درباره‌ی هیئت منصفه دادگاهی متشکل از دوازده نفر است که بایستی درباره گناهکار بودن یا بی‌گناهی جوانی به حکم قتل تصمیم‌گیری کنند. فیلم به دلیل اینکه تنها از یک لوکیشن در بیشتر طول استفاده کرده‌است مورد توجه می‌باشد.

جوایز:
نامزد بهترین کارگردانی و بهترین فیلم و بهترین فیلم اقتباسی اسکار
خرس طلای جشنواره فیلم برلین


نقد فیلم   open_close_analysis(خطر لو رفتن ماجرا ! در صورتی که فیلم را ندیده اید، این قسمت را نخوانید.)
«12 مرد خشمگین» از نظر ساختاری یک فیلم دادگاهی است که هدفش زیر سوال بردن آن هایی است که قول یک محاکمه عادلانه را برای متهم می دهند و فرض اولیه را بر بی گناهی وی می گذارند. داستان فیلم را به صورت ساده می توان اینگونه روایت کرد : جدای از مقدمه و اپیلوژ مختصر، فیلم داستان هیئت منصفه ای در شهر نیویورک را روایت می کند که در گرم ترین روز سال قرار است برای جوانی که به اتهام قتل پدرش محاکمه می شود حکم بر گناهکار یا بی گناه بودنش را بدهند. فیلم هیچ سکانسی از دادگاه را به ما نشان نمی دهد، بجز جایی که قاضی با هیئت منصفه صحبت می کند و به آن ها برای نتیجه گیری کمک می کند. از لحنش می توان فهمید که او کاملا از نتیجه مطلع است. ما نه از دادستان و نه از وکیل مدافع چیزی نمی شنویم و از مدارک و شواهد نیز از زبان خود هیئت منصفه آگاه می شویم. اغلب در فیلم های دادگاهی لازم است که حکم نهایی صادر شده و ما بدانیم که آیا متهم گناهکار است یا نه، اما در «12 مرد خشمگین» بحث اصلی بر سر بیگناهی یا گناهکار بودن متهم نیست بلکه بر سر این است که هیئت منصفه ایی که قرار است رایی صادر کند باید از صحت آن اطمینان

یکی از اصولی که در سیستم قضایی وجود دارد این است که متهم بیگناه است و ما باید گناهکار بودنش را اثبات کنیم. اما بسیاری از آمریکایی ها از پذیرش این مهم سر باز می زنند. همان طورکه عضو شماره 3 هیئت منصفه (لی جی کاب) در اجتماعی که در اتاق کوچکشان در آغاز فیلم می گیرند می گوید: "نتیجه از همان ابتدا روشن است" و ده تن دیگر از از او حمایت می کنند و تنها عضو شماره 8 ( هنری فاندا) است که مخالف است. این فیلمی است که حرارت واقعی اش را از نزاع بین شخصیت ها، دیالوگها و تند گویی هایش می گیرد. جایی که متهم شانسی کمی برای پیروزی در این نبرد را دارد چرا که پیش داوریها و احساسات غیر منطقی در تلاش اند تا کنترل مبارزه را از آن خود کنند. اینجاست که شاهکاری از واقع گرایی رویکرد گرایانه را شاهدیم. فیلم عاری از رنگ و لعاب است؛ در سال 1957 در حالی اکران شد که تشویق منتقدان را به همراه داشت اما در گیشه اینگونه نبود. به مرور گذشت زمان فیلم بیشتر کشف شد و مورد توجه قرار گرفت به طوریکه در سال 2002 در وب سایت IMDB به رتبه بیست و دوم در بین تمام فیلم های تاریخ رسید (مترجم : اکنون فیلم در این رده بندی در جایگاه هفتم قرار دارد).

داستان بر اساس یک نمایشنامه به قلم رجینالد رُز نوشته شده است و توسط سیدنی لومت به یک شاهکار سینمایی تبدیل شد. هنری فاندا و رجینالد رُز تهیه کننده فیلم شدند و از جیب خود برای این فیلم سرمایه گذاری کردند. هرچند که لومت در عرصه ی تلویزیون تجربه ی کافی داشت اما این اولین فیلم سینمایی لومت بود. فیلمبرداری فیلم بر عهده ی واتران بوریس کافمن (فیامبردار «در بارانداز») بود که توانست به خوبی فشار را در سکانس های پر دیالوگ فیلم حفظ کند. از میان بازیگران به جز هنری فاندا بقیه سرشناس نبودند اما به خوبی توانستند سیگار بکشند، عرق بریزند، فحش دهند و عصبانی شوند.

در هنگام تماشا زمان نود و پنج دقیقه ای فیلم احساس نمی شود (گاهی حس می شود فیلم در همان 95 دقیقه ساخته شده است). اعضای هیئت منصفه همگی بر اساس شخصیتشان، شغل و پیش داوری هایشان نظر می دهند. هنگامی که شواهد و مدارک به بحث گذاشته می شود انگار ما هم به اندازه هیئت منصفه از آن مطلعیم. ما آلت قتاله را می بینیم، یک چاقوی جیبی، و می بینیم که هیئت منصفه بر آن برای اثبات گناهکاری متهم تاکید می کنند. از سوی دیگر هنری فاندا با استدلالت زیرکانه تمام مدارک و شواهد را یکی پس از دیگری رد می کند به گونه ای که می توان آن را با آثار آگاتا کریستی مقایسه کرد. اما اینجا صحبت از حل یک معمای جنایی نیست، بلکه صحبت از فرستادن یک جوان به پای چوبه دار است. همان طور که امروزه در بررسی پرونده های اعدامی ها مشخص می شود در بسیاری از موارد نقص هایی در آن ها موجود است. هنری فاندا در فیلم می گوید: "ما داریم اینجا در مورد زندگی یک نفر صحبت می کنیم. ما نمی تونیم 5 دقیقه ای تصمیم بگیریم. اگه اشتباه کنیم چه؟"

وقتی به چهره متهم نگاه می کنیم می توان فهمید که او از یکی از اقلیت هاست. شاید ایتالیایی باشد یا عرب، ترک ،یهودی یا مکزیکی. چشمهایش را حلقه ای سیاه احاطه کرده است و ترسان و خسته به نظر می رسد. در اتاق تصمیم گیری گاهی بعضی از اعضاء متهم را جزو دسته ای به نام "این مردم" خطاب می کنند. در آخر هم عضو شماره 10 رجزخوانی های نزادپرستانه اش را شروع می کند ("شما می دانید که این مردم چقدر دروغ می گویند. دروغ با آنها متولد شده است. آنها نمی دانند حقیقت چیست، بگذارید من به شما بگویم: این ها حتی برای کشتن کسی دلیل و انگیزه نمی خواهند .... ") همانطور که او ادامه می دهد اعضای هیئت منصفه یکی پس از دیگری از پشت میز بلند شده و به او پشت می کنند. حتی آن ها که بر این باورند که متهم گناهکار است تاب شنیدن چنین جملاتی را ندارند. این سکانس یکی از قوی ترین سکانس های فیلم است.

استراتژی بصری اتخاذ شده در فیلم در کتاب "تولید فیلم" به قلم لومت (که به جرات می توان گفت یکی از بهترین کتاب های نوشته شده در مورد سینما است) توضیح داده شده است. در مورد ساخت فیلم می گوید: "همانطور که فیلم به جلو پیش می رود برای کوچکتر و تنگتر نشان دادن اتاق تصمیم به تغییر لنز دوربین می کند. آنگونه که به تدریج از لنز هایی استفاده شد که فاصله کانونی آن ها بیشتر است به همین دلیل پس زمینه ی شخصیت ها به آن ها نزدیکتر به نظر می رسد". در ادامه می نویسد که "من ساخت فیلم را به سه مرحله تقسیم کردم، به نحوی که در یک سوم ابتدایی فیلم از زاویه ای نمایش داده شد که کاراکتر ها در زیر سطح چشم قرار داشتند و بیننده آنهارا از بالا می دید. سپس در مرحله ی بعد آنها را همسطح کرده و در یک سوم آخر آن ها بالاتر از سطح چشمی قرار گرفتند. در همین مرحله است که سقف اتاق نمایان می شود".

حس افزایش تنگنا ترسی (کلاستروفوبیا) تاثیر بسیار خوبی در افزایش هیجان و برقراری ارتباط در اواخر فیلم ایجاد کرده است. و در آخرین سکانس فیلم لومت از لنز با زاویه باز استفاده می کند تا بالاخره فشار را از رویمان برداشته و نفس راحتی بکشیم. فیلم برای کارگردان هایی که تاثیر لنز بر تم داستان را بررسی می کنند همچون کتابی مرجع عمل می کند. لومت با به تدریج دوربین را پایین آوردن آمیزه ی دیگری را نشان می دهد: هنگامی که دوربین بالاست به تسلط بیننده می انجامد و هنگامی که پایین می آید این کاراکتر است که به بیننده تسلط می یابد. با آغاز فیلم ما به پایین نگاه می کنیم و زاویه به ما می گوید که آنها می توانند درک کافی را داشته باشند اما نزدیک به پایان (یک سوم پایانی داستان) آنها بر ما چیرگی پیدا می کنند و ما را در دیالوگ ها و هر آنچه بروز می دهند غرق می کنند. لومت خیلی از نمای بسته (کلوزاپ) استفاده نمی کند اما در اینجا پیرمرد داستان (عضو شماره 9) اغلب در نمای تمام فریم نمایش داده می شود. چرا که او روشی دارد تا در نقطه هایی از داستان که بی رحمی موج بزند واقعیت را بپذیرد، واقعیتی که دیگ اعضا از آن می گریزند.

سیدنی لومت یکی از پرکارترین کارگردان های هالیوود بود کسی که درباره موضوعات بسیاری درام های قابل تاملی را به تصویر کشید. اسامی زیر تعدادی از فیلم های شاخص سیدنی لومت و همچنین موضوعاتی است که هر کدام از آنها پیگیری کرده اند: «سمسار» (هلوکاست)، «خطای بی خطر» (جنگ هسته ای)، «سرپیکو» (فساد پلیس)، «بعدازظهر نحس» (همجنس گرایی)، «شبکه» (تاثیر رسانه و زوال تلویزیون)، «رای دادگاه» (اعتیاد به الکل)، «دانیل» (تنبیه پسری به خاطر گناه والدینش) و چندین فیلم برجسته دیگر. اگر لومت در میان کارگردان های آمریکایی آنچنان که مستحق بود شناخته نشد شاید به همین دلیل است که او کار خود را محدود به یک زمینه نکرد و درباره موضوعات بسیاری و به سبک های بسیار و متنوع فیلم ساخت. کمتر کارگردانی را می بینید که دست به چنین کاری زده و موفق شود.

نقد از: راجر ایبرت (ترجمه :مجید کریمی)

درج در روز پنجشنبه ، ۲۷ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۳۹:۲۶

نظرات :
عکس نظر دهنده میثم
وقتی فیلم شروع شد، اصلا انتظار نداشتم قراره یه فیلم عالی رو ببینم. از دیدن این فیلم به شدت لذت بردم.
درج شده در روز سه شنبه ، ۲ آبان ۱۳۹۱ ، ساعت: ۰۹:۴۰:۵۰
عکس نظر دهنده یاس
این فیلم مورد علاقه منه آنقدر این فیلم دیدم که حسابش از دستم رفته واقعا هرچی درمورد این فیلم بگم کمه حتما این فیلم را ببینید بسیار عالیه عالی
درج شده در روز شنبه , ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ، ساعت: ۰۳:۴۲:۴۱


نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا به صورت کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
صد و پنجاه و یک =   
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی