دلم یک جورهایی راضی نیست
تعداد بازدید: 1483 بار

دلم یک چیزی می خواهد که دقیق نمی دانم چیست.
شاید یک شعر خوب، شاید یک اس.ام.اس خوب از یک دوست خوب، شاید دیدن یک آدم خوب، نمی دانم، شاید یک اتفاق از آنهایی که اسم شان معجزه است، از همان هایی که دل آدم را می لرزانند، از همان اتفاق هایی که وقتی می افتند آدم را تا مدت ها نگه می دارند، پیش خودشان و پیش همان چیزی که دارند از دنیا نشان می دهند.
نمی دانم، اما دلم یک جورهایی راضی نیست، از الآنش راضی نیست، انگار یک چیزهای دیگری دیده که آنها را می خواهد. مثل آدمی که دلش رفته جایی و دیگر دست و دلش به زندگی اش نمی رود، مثل همان آدم هایی که یک جا می نشینند و زل می زنند، همان آدم هایی که درست است که نشسته اند و زل زده اند، اما سودای رفتن را در درون خود می پرورانند، سودای پریدن. همان آدم هایی که بعد از یک نشست طولانی، ناباورانه یک دفعه پرواز می کنند. نمی دانم، شاید دل من هم رفته باشد، اما درست نمی دانم کجا، درست نمی دانم چه می خواهد. لعنتی مثل خودم است، هیچ چیزی بروز نمی دهد. همه چیز را توی خودش نگه می دارد.


سه شنبه ، ۱۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹:۳۲

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی