شرکت ری آب و حکایت کویر نمک
تعداد بازدید: 1729 بار

استادی تعریف می کرد که:
روزی در یک کویر نمک به روستایی رسیدم. مردم آن روستا در سختی زندگی می کردند. آنها با زحمت زیاد، نمک را جمع آوری و بعد از کارهایی که برای پالایش اولیه انجام می دادند، آن را به قیمت بسیار بسیار نازلی می فروختند و با این درآمد تنها می توانستند زنده بمانند. خانه های آن ها بسیار کوچک بود و در خانه چیز زیادی هم نداشتند. این مردم با حالتی افسرده و درمانده به زندگی خود ادامه می دادند، بدون هیچ امیدی.
و نکته ی عجیب اینجا بوده که چند کیلومتر آن طرف تر، کویر تمام می شده. بعد از آن رودخانه، زمین های حاصل خیزِ بسیار و درختان سرسبز و خلاصه آبادانی وجود داشته است.
استاد از این اتفاق کمک گرفته و می گوید: زندگی بسیاری از آدم ها چنین است. با رنج و سختی در کویری از نمک می مانند و زندگی می کنند، در حالی که شاید فاصله ی چندانی تا آبادانی ندارند.

گاهی زندگی می شود همان کویر نمک. حالا این می تواند به اشکال متفاوت اتفاق بیفتد. مثلا با توجه به داستان بالا و با وجود کار و تلاش بسیار، حاصل چندانی به دست نمی آید. یا حتا اگر به دست بیاید با زحمت بیش از اندازه و بیش از تصور. زندگی می شود تنها تلاشی برای زندگی ماندن. آری گاهی زندگی می شود کویر نمک و بسیار پیش می آید که کمی آن طرف تر کویر تمام شود و تمام آنچه که لازم داریم یک تصمیم است. اینکه تصمیم بگیریم و راه بیفتیم. اینکه بتوانیم بر ترس های خود غلبه کنیم و شجاعانه شروع کنیم به حرکت، به تغییر.
از 13 بهمن 88 که اولین روز کاری ام در شرکت ری آب شروع شد تا 12 بهمن 93 که خداحافظی کردم و بیرون آمدم دقیقا پنج سال گذشت، نه یک روز کمتر و نه یک روز بیشتر. در این مدت، زندگی مسائل و موارد زیادی نشان ام داد و ری آب تجربه ی بزرگی برای ام شد. اینکه چه گذشت و چه بود و چه شد را به زودی در نوشته ای خواهم آورد که مشاهدات و تحلیل ام از ری آب است. اما در اینجا تنها می خواستم بگویم که این شرکت شباهت بسیاری به همان کویر نمک دارد.
شرکتی که در آن بی انگیزگی موج می زند و عمده ی پرسنل مشغول به کار در این شرکت بر این عقیده اند که جواب زحمات شان را نمی گیرند.
وقتی شخصی در تصور نبود تناسب در مقدار کار و حق الزحمه به سر برد، این احتمال وجود دارد که چون نتواند حق الزحمه را افزایش دهد، کار خویش را تقلیل دهد. تعادل هرگز برقرار نمی شود، چرا که نارضایتی در این مورد، ریشه ای قدرتمند است و شخص آرام آرام تعلق خودش را به محیط از دست می دهد و محیط کار برای اش غریبه می شود. اینکه این غریبگی چه عوارضی را برای سازمان و مهم تر خودش شخص به همراه دارد که خود جای بحث است، اما غریبگی به خودی خودش احساس ناخوشایندی به دنبال دارد. همانطور که متعلق بودن با آرامش همراه است، جدا بودن آن هم از مکانی که تعداد ساعت های زیادی در آنجا سپری می شود باید غم انگیز باشد، که بوده و هست.
در ری آب شعاری وجود دارد که همه می گویند و می دانند: « ری آب فقط به عنوان یه جایی خوبه که آدم بیاد کارای شخصی خودش رو هماهنگ کنه و انجام بده، وگرنه . . . »
اما دلیل اینگونه شدن این شرکت را در تحلیلی که برای آن خواهم نوشت می آورم. مقصود از متن حاضر وجود وضعیتی سخت بود که بی شباهت به همان کویر نمک نیست. اما تعداد آدم هایی که تصمیم می گیرند از این کویر رها شوند و شروع به حرکت می کنند بسیار کم است.


چهارشنبه ، ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۸:۵۰

نظرات :
عکس نظر دهنده مجید
بسیار تحلیل زیبایی بود . کویر نمک ، نا امیدی ، اهمیت ندادن به کار و تلاش کارمندان ، ارزش قائل نشدن برای زحمات و البته یک نکته که جا افتاده ، استفاده از مدیران بی تجربه در امور ، باند بازی بین اعضای اصلی و دقیقا یه دفتر کار مفت و بدون هزینه برای کارای شخصی و درآمد های جانبی همین نفرات . شعار مهم ری آب تا اونجایی که من فهمیدم اینه ((قبول کردن کاری که ازش سر در نمیاری و هیچ زمینه ای درش نداری جسارته )) . البته این شعار در سیستم پیشرفته مدیرییت حماقته !!! ولی خوب مشکلی نیست ری آبه دیگه
درج شده در روز چهارشنبه ، ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ ، ساعت: ۲۰:۴۵:۰۶
میثم خدادادی مرسی مجید جان. البته من هنوز تحلیل خاصی نکردم.
تو مدتی که ری آب بودم مشاهدات خوبی داشتم. به همه چیز خوب نگاه می کردم. من در کل آدم ساکت و کم حرفی ام و معمولا بیشتر نگاه می کنم، ولی الآن در مورد این شرکت حرف های زیادی برای گفتن وجود داره. می دونم که خیلی از بچه های ری آب هم، حرف واسه گفتن زیاد دارن. البته این رو هم خوب می دونم که یه تعدادی هم وجود دارن که به جای گفتن حرف های مفید و به درد بخور، فقط غرغر کردن بلد هستن.
حالا اگه فرصت کنم و حالش رو هم داشته باشم یه چیزایی می نویسم . . .


نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی