سال سوم هم تمام شد
تعداد بازدید: 1466 بار

سال سوم از دهه ی چهارم هم تمام شد. دوران نوجوانی ام را به خاطر می آورم. چه فاصله ای بود تا بزرگسالی، طولانی و دور. اما حالا همانجا ایستاده ام، حیرت زده و مبهوت از زمان. مغزم سوتی می کشد و همچنان که از درک سرعت زمان عاجز مانده ام به حیرت خود ادامه می دهم.

حالا من مانده ام و سی و سه سال که گذشته. می دانم که زندگی را نباید با عدد و رقم سنجید، عیار آن با این سنگ محک ها سنجیده نمی شود. زندگی در پس این روزمرگی ها و قوانین و چارچوب ها و قراردادهای خودش، لایه های دیگری دارد که با عدد و رقم به سنجش نمی آیند.

سال خوبی گذشت، کوه رفتم، موسیقی های خوب شنیدم، فیلم های خوب دیدم، با دوستانی صمیمی و مهربان و مملو از لبخند و محبت گپ زدم و دوست شان بودم، مهربانی را عمیق تر از سال گذشته حس کردم و توانستم جهان را با قضاوت کمتری به تماشا بنشینم، و از همه مهم تر عاشق و عاشق تر شدم.

سال سوم هم گذشت، اما با سوگی شدید. از دست دادن ابوالفضل که چیزی از برادر کم نداشت، نه سالی که گذشت، که این سال و به قطع سالیان دیگر را نیز سخت تر کرد. در این دنیا چیزهایی هست که جای خالی شان دیگر با چیزی پر نمی شود و او این گونه بود.


شنبه ، ۳ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۷:۲۲

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی