فولاد و فلسفه
تعداد بازدید: 885 بار

در زندگی، خیلی وقت ها پیش می آید که ما آدم ها به خودمان صدمه می زنیم. گاهی این را می فهمیم و گاهی هم نمی فهمیم. گاهی اثرات کاری که انجام می دهیم خیلی هم زود مشخص نمی شود، گاهی به دلیل گذشت زمان رابطه ی بین آنچه در گذشته انجام داده ایم و اتفاقات الآن زندگی را گم می کنیم، گاهی نیز تناسبی میان آنچه زندگی برای ما رقم می زند با آنچه بوده ایم را نمی یابیم.
گاهی تفکرات، باورها، اعتقادات، عادات یا مسائلی مشابه، شکلی از زندگی را برای ما عادی می کنند. عادی می کنند و ما مشغول نابودی زندگی خود هستیم، اما نمی دانیم، چون هم زمان در حال زندگی عادی خود نیز هستیم.
در همه ی این ها، خود ما در حال صدمه زدن به خود هستیم و نمی دانیم.
اما گاهی ماجرا جور دیگری رقم می خورد. گاهی پیش می آید که ما در روز روشن به خود آسیبی را می زنیم که نتیجه اش همان موقع مشخص است. اینجاست که آدم وارد یک تضاد جدی می شود. انسان موجودی است که برای حفظ حیات خویش تلاش می کند، اما اگر همین انسان شروع به صدمه زدن به خودش نیز بکند، حالتی پیش می آید که در درون خود وارد یک جنگ می شود. تکه ای می خواهد زندگی کند، اما تکه ی دیگری بر خلاف زندگی، آسیب می زند و به سمت نابودی پیش می برد. تکه ای سرشار از خواست بودن است، اما تکه ی دیگری می شود قدم هایی در راه نابودی، قدم هایی که آرام آرام ره نیستی را می پیمایند.

. . .

امروز امتحان فولاد داشتم.
من امروز به خودم صدمه زدم . .
و از ظهر در من یک جنگ بزرگ آغاز شد.
اما حالا که شب است، دیگر همه چیز تمام شده
گذشت
خود را بخشیدم، همان تکه را که صدمه زد
در زندگی باید بیشتر مراقب بود.


یکشنبه ، ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۱:۴۶

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی