دیالکتیک او (قسمت پنجم) - با کمال تأسف
تعداد بازدید: 1466 بار

آدم هایی پیدا شده اند، البته نمی دانم، شاید قبل ها هم بوده اند و من آنها را ندیده بودم. اما به هر حال آدم هایی هستند، متأسفانه، که نباید برای شان حامی باشی، نباید صمیمی باشی، نباید خیلی مهربان باشی، اینجوری ارزش ات پایین می آید برای شان، برعکس، باید گاهی خردشان کنی، باید برای شان کلاس بگذاری، باید اگر برتری خاصی داری، گاهی به رخ شان بکشی و از آن برتری استفاده کنی، باید لِولِ خودت را ببری بالا پیش شان، باید همیشه چیزهایی ناگفته از خودت باقی بگذاری، نباید رک و صاف باشی، اینجوری همیشه احترام تو را نگه می دارند. دست خودشان نیست، چشم هایشان فقط همین چیزها را می بیند.

اما اگر صمیمی باشی برای شان، اگه همیشه مهربان باشی، اگر حامی باشی در کنارشان، اگر خودت باشی همیشه، فکر بد می کنند، قاطی می کنند اصلا، انگار مکانیسم زندگی شان بر هم می خورد. اینطور بزرگ شده اند، باید خرد باشند، ضعیف باشند، تو سری خور باشند، این جایگاه واقعی آنهاست، که اگر بزرگ شان کنی، به آنها جایگاهی را داده ای که مال آنجا نیستند، نمی فهمند آن را.

با کمال تأسف، این یک واقعیت است، درست که نمی توانم این واقعیت را در زندگی ام راه دهم، درست که من هرگز آدم این کارها نیستم، اما این یک واقعیت است، یک واقعیت از واقعیت های این دنیا.


پنجشنبه ، ۱۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۱۰:۲۱

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی