دیالکتیک او - قسمت آخر
تعداد بازدید: 1539 بار

گاهی باید اتفاق بیفتد، گاهی باید ببینیم و بچشیم، گاهی لازم است که اتفاق بیفتد، یعنی یک جورهایی زندگی ما نیاز دارد که اتفاقاتی بیفتد و ما چیزهایی را ببینیم که اگر آن اتفاق نیفتد نمی توانیم ببینیم.
اتفاق او برای من همین بود،
باید اتفاق می افتاد تا بفهمم کجای کار هستم، تا بفهمم کجای کارم اشتباه است. تا بفهمم چه اشتباهاتی کرده ام. باید اتفاق می افتاد تا ذهنیت ها و نگرش های غلط خود را پیدا کنم. وقتی فکرش را می کنم که اگر اتفاق نمی افتاد و من همچنان مشغول زندگی با آن ذهنیت های اشتباه خود بودم و ممکن بود آن اشتباهات هر زمان دیگری از من سر بزنند، راستش از همه ی دردهایی که کشیده ام خوشحال می شوم، ارزش اش را داشته اند.
اتفاق او باعث شد با مواردی در خود روبرو شوم که تصورشان را هم نمی کردم. این رویارویی خوشحالم می کند، چرا که حالا و در ادامه ی زندگی ام دیگر آن اشتباهات را تکرار نخواهم کرد. خوشبختی در زندگی آینده ی من، نیازمند این بود که آن تفکرات اشتباه را نداشته باشم.
به دست آوردن شکل جدیدی از بودن و نگاه جدید به زندگی لذت بخش و زیباست، اما برای من هزینه ی سنگینی داشت: از دست دادن آدمی که در کنارش احساس خوبی داشتم.
اما دقیقا همین جاست که انتخاب شروع می شود، شاید یک انتخاب شروع ناله و شکایت و افسردگی و سیگار و بدبینی و آشفتگی و به هم ریختگی باشد، این انتخاب دم دستی است. شاید یک انتخاب هم شروع یک زندگی جدید باشد، یک زندگی با لحاظ همه ی تجربه ها و همه ی شناختی که تا کنون به دست آمده است. می توان مطمئن بود که آدم های دیگری نیز در این زندگی هستند که می توان در کنارشان احساس خوبی داشت. شاید لازم باشد کمی هم احساسات خود را بررسی کنم.
گاهی لازم است اتفاق بیفتد، اتفاق بیفتد و ببینیم و بچشیم تا چیزهایی را بفهمیم.
مثلا بفهمیم که سوءتفاهم آسان تر و سریع از آن که فکرش را بکنیم پیش می آید، پس باید بیشتر مراقب حرف ها و رفتارها بود.
یا بفهمیم، دست و پا زدن برای نگه داشتن یک آدم، در حقیقت تلاشی است برای دور کردن آن آدم
و بفهمیم آدم ها تعهدی ندارند برای خوشحال کردن ما
و بفهمیم که ما در مقابل رفتار خود مسئول هستیم، مهم نیست دیگران چه می کنند و چه می گویند، اما مهم است ما چه می کنیم و چه می گوییم
و بفهمیم هیچ کس کامل نیست
. .
من کامل نبودم، تو هم کامل نبودی، هنوز هم نیستیم. اما این ها نمی توانستند دلایلی باشند که تو را دوست نداشته باشم، و هنوز هم نیستند.


جمعه ، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۳:۴۴

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی