قرص، نقل و نبات نیست !!
تعداد بازدید: 4787 بار
عکس مربوط به قرص، نقل و نبات نیست !!

سلام دوست عزیزم
چند روز پیش که دیدم داری همینطور قرص می خوری، یه کم یه جوری م شد. گفتم یه چیزایی رو بهت بگم، شاید تأثیر داشته باشه، شاید هم نداشته باشه. اما در هر دو صورت، من وظیفه ی خودم دونستم که بهت بگم، دیگه بعدش با خودته.. .

تو فک می کنی قرص آبنباته که همینطوری می ندازی تو دهنت و یه غُلُپ آب هم روش ؟ ؟ ؟

اون هم قبل از خوردن صبحانه و با معده ی خالی !! ! !

الآن سوالی که واسه من پیش اومده اینه که تو داری خودت رو درمان می کنی یا داری به خودت صدمه های جدی می زنی ؟ . .

بزار اول از همه یه قضیه ای رو بهت بگم. من سیگار می کشیدم، به مدت ده سال. همین اردیبهشت سال 91 گذاشتمش کنار. تو سال آخری که داشتم می کشیدم چندتا اتفاق برام افتاد که نهایتا باعث شدن من اردیبهشت سال 91 سیگار رو بزارم کنار. یکیش این بود: یه روز که داشتم تو کوچه ی دبیر سیگار می کشیدم، یه دفعه یه آقایی وایساد جلوم و بهم گفت: «این کاری که تو داری می کنی خیلی کار بدیه، درسته که تو جامعه ما عادی شده، اما یه کار بد حتا اگه برای آدمای جامعه عادی هم بشه باز کار بدیه . . .» حرفاش انقدر درست بود که من حتا نتونستم سرم رو بیارم بالا. حرفاشو زد و رفت، اما روی من تأثیر زیادی گذاشت. حالا قضیه ی قرص خوردن هم همینه، خیلی عادی شده، اما اصلا کار درستی نیست.

خوردن قرص در هر صورت به بدن صدمه می زنه. این رو بدون که همچنان هیچ قرصی وجود نداره که عوارض جانبی اون صفر باشه. یعنی قرص یه جایی رو ظاهرا درست می کنه و به مرور زمان یه جای دیگه از بدن رو مستعد بروز بیماری های دیگه می کنه. این کاریه که قرص می کنه. شاید دیده باشی، شاید هم ندیده باشی، اما من زیاد دیدم، کسی که شروع می کنه به درمان از این راه ها، دیگه به ندرت می تونه از این وادیه ها بیاد بیرون یعنی همینطور مدام مشکل پیش می آد و مدام باید با این شیوه ها درد رو مثلا درمان کنه.

حالا تو داری قبل از صبحانه قرص می خوری ؟؟!! واقعا که !!!

من نمی دونم این تجویز دکتره یا نه، ولی در هر صورت خیلی خیلی کار اشتباهیه، چون این همون اتفاقیه که داره به بدن تو آسیب می زنه و اون رو آماده می کنه برای بیماری های دیگه، مثلا شش ماه دیگه یا دو یا سه سال یا اصلا ده سال دیگه. بهتره بدونی تا قبل از شاید صد و پنجاه سال گذشته نه قرصی بود و نه دارویی، اما آدما خیلی سالم تر بودن. حالا درسته که پزشکی تونسته بیماری های خطرناکی که در گذشته بودن رو از بین ببره، یا در موارد اورژانسی جون آدم ها رو نجات بده، اما موضوع اینه که در کل نسبت به گذشته بیماری ها بیشتر شدن. می خوام بگم اشکالاتی که پیش اومده مال شکل زندگی خودمونه، مال شلوغی های خودمونه، مال اینه که فاصله گرفتیم از خیلی چیزا، مال اینه که وسط همه ی این اتفاقات، خودمون رو فراموش کردیم، مال اینه که وسط این شلوغی ها آرامش مون رو گم کردیم، مال اینه که تو این طبیعت بزرگ، سر جای خودمون نیستیم، و چون سر جای خودمون نیستیم مدام دچار مشکل می شیم. مثل تیکه پازلی شدیم که سر جای خودش نیست و مدام دچار تلاطمه. می خوام بگم راه درمان اشکالاتی که پیش اومده قرص ها نیستن، خودمون هستیم، چون ما هستیم که یه جاهایی رو اشتباه کردیم و اشتباه رفتیم. برای درمان باید اشتباه خودمون رو رفع کنیم. باید جای درست خودمون رو توی زندگی پیدا کنیم.

من سال هاست که به شکل دیگه از سلامتی معتقدم، شکلی متفاوت با اعتقاد عموم مردم. تا جایی که من تونستم تو این ده سال بفهمم، ریشه ی بیشتر دردهای جسمی ذهنی و روانیه، خیلی بیشتر از اونی که فکر می کنی، یعنی اول یه اتفاقاتی در روان انسان می افته و بعد اون اتفاق خودش رو در جسم نشون می ده. این بسته به ژنتیک و فیزیک بدن برای هر شخصی فرق می کنه. یعنی متناسب با فرد ممکنه جاهای آسیب پذیر متفاوت باشه. ما آدما یه طبیعتی داریم، اگه از طبیعت خودمون فاصله بگیریم یا آدم دیگه ای بشیم، خب قاعدتا دچار مشکل می شیم. متأسفانه شکل زندگی امروزی ما اشکالات زیادی داره که اگه این اشکالات رو پیدا نکنیم به طور طبیعی دچار آثار این اشکالات خواهیم شد.

قرص ها معمولا فقط علائم بیماری رو در جسم از بین می برن. ببین، قضیه مثل یه گیاه می مونه، ریشه ی گیاه همون ریشه ی بیماری در روانه، و برگ های اون گیاه، نشانه های بیماری در بدن. حالا اگه برگی که سر ار خاک بیرون اورده رو با قیچی بچینیم، هرگر اتفاقی برای ریشه نمی افته. ریشه داره کار خودش رو انجام می ده، حتا ممکنه جای برگ چیده شده یه تیکه سنگ هم بزاریم به خیال اینکه دیگه برگی در نیاد، اما برگ جدید از یه جای دیگه ی خاک باز رشد می کنه و می زنه بیرون، یعنی یه جورایی راه خودش رو پیدا می کنه. عموما بیماری هایی که ما باهاشون سر و کار داریم همین هستن. قرص برگ رو از بین می بره، اما ریشه همچنان به قوت خودش باقیه و یه مدت دیگه به یه شکل دیگه، باز هم بدن رو بیمار می کنه.

ببین دوست عزیز من، شاید قرص برای درمان بعضی آسیب دیدگی ها یه کم کارآمد باشه، (که البته من با این هم موافق نیستم، یعنی اصلا در هر صورت با قرص موافق نیستم) اما اگه می خوای با بیماری ت بجنگی راهش قرص نیست، چون اگه این فرض رو قبول کنی که ریشه ی بیماری روانیه، قرص نمی تونه به ریشه دسترسی داشته باشه. راهش اینه که بری سراغ ریشه و اون رو از بین ببری. باید ببینی چه اتفاقی در درون تو داره باعث بیماری می شه، باید ببینی چه چیزی در ذهن و روح و روان تو داره بیماری رو تولید می کنه. قطعا یه چیزی هست. چون دختری به سن تو نباید اینجوری بشه. (دفعه قبل رو هم یادم هست)

این که چی داره اذیتت می کنه، من نمی دونم، کار خودته، شاید هم نیاز به کمک داشته باشی که باید بری پیش آدمایی که بتونن بهت کمک کنن. هر آدمی تو زندگی یه جاهایی به کمک نیاز داره. من، تو، اون، . . . ، اما اینا رو بدون که زندگی کلا مقوله ی سختیه، و سختی هاش همیشه هستن، همه ی آدما این سختی ها رو تجربه می کنن، هر کس یه شکلی. و هیچ وقت هم این سختی ها تموم نمی شن، تو هر دوره ی زندگی به یه شکلی وجود دارن. اما اینا دلیلی نیستن برای اینکه از ته دل خوشحال نباشیم یا از زندگی لذت نبریم ! ، هرگز دلیلی نیستن برای اینکه با تمام وجود شاد نباشیم ! ، به هیچ عنوان دلیل نمی شن که حتا تو بدترین شرایط، امیدمون رو از دست بدیم ! با وجود سختی هایی که هست، گاهی لازمه که یه کم راحت باشیم و زندگی رو خیلی جدی نگیریم. چون واقعا هم زندگی با همه ی این قوانین و داستانایی که تو این زندگی شهرنشینی واسه خودمون ساختیم، خیلی هم جدی نیست.

اما وسط همه ی این سختی ها و شلوغی ها، کلی اتفاق خوب و قشنگ تو زندگی وجود داره، هم وجود داره و هم می شه اونا رو ساخت. اتفاقاتی که بسیار بسیار ارزشمند هستن و شاید هر کدوم به تنهایی می تونن دلیل خوشبختی ما باشن. (سلامتی، خانواده، دوستای خوب، تلاش برای رسیدن به هدف هامون، تلاش برای آدم بهتری شدن، برای بلوغ، برای رشد . . . ) حیفه که به خاطر یک یا دو یا چند تا اتفاق ناخوشایند (البته اگه هست)، آدم یه عالمه اتفاق خوب رو تو زندگی ش نبینه. این شهر پر از اتفاقاتیه که اگه بخوایم بهشون بها بدیم ممکنه از دیدن همین چیزای ارزشمند غافل بشیم.
. .
در هر صورت این چیزا رو برات نوشتم چون سلامتی تو برام مهمه.
امیدوارم این حرفا به دردت بخوره، و باعث بشه از این به بعد یه کم بیشتر به فکر سلامتی خودت باشی، و دیگه به قرص به چشم آبنبات نگا نکنی !!!!


پنجشنبه ، ۱۳ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۲:۱۰

نظرات :

نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
صد و بیست و نه =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی