گاهی آدم تصمیم می گیرد خودش را کنار بکشاند
تعداد بازدید: 1217 بار

در زندگی گاهی پیش می آید که باید دستانت را در جیب هات فرو ببری و بی آنکه به چیزی فکر کنی سوت بزنی و شروع کنی به قدم زدن در یک پیاده روی نه چندان شلوغ، مقصد مهم نیست، مهم همین فرو بردن دست ها در جیب است و سوت زدن و قدم زدن. همینطور قدم بزنی و بی آنکه هدف خاصی داشته باشی یا به دنبال چیز خاصی بگردی، به ویترین مغازه ها نگاه کنی، به آدم ها، به کلمه هایی که می شنوی، کلمه هایی که می آیند و قبل از اینکه جمله شوند رد می شوند و می روند، به چهره ها، به حسی که دارند، به آسمان نگاه کنی، به درختان، به کفش های آدم ها، به پرنده ها، . . . ، یا اصلا به هیچ کجا نگاه نکنی و همینطور قدم بزنی و راه بروی.
می دانی، در زندگی گاهی پیش می آید که آدم از آن همه هیاهوی تمام نشدنی خسته می شود و تصمیم می گیرد خودش را کنار بکشاند، بیاید کنار و زندگی را از کمی دور تر ادامه دهد، گاهی آدم به این نتیجه می رسد که زندگی در هر صورت در حال گذر است، دارد کار خودش را انجام می دهد، آدم ها حرف می زنند، می روند، می آیند، رانندگی می کنند، کار می کنند، دعوا می کنند، آشتی می کنند، باز حرف می زنند، نتیجه می گیرند، قضاوت می کنند، حکم صادر می کنند و در نهایت همانطور که دوست دارند فکر می کنند و حرف می زنند و زندگی می کنند و به چیز دیگری هم کار ندارند. زندگی در جریان است و به جریان خودش ادامه می دهد، اما میان این هیاهوی عظیم، تنها مسئله ی مهم خودمان هستیم، مسئله ی مهم این است که بتوانیم همانی باشیم که می خواهیم باشیم و همان کاری را انجام دهیم که فکر می کنیم باید انجام بدهیم.
در زندگی گاهی آدم به این نتیجه می رسد بعد از اینکه یک خیابان را سوت زد و قدم زنان از آن گذشت، برگردد و برود سر زندگی خودش، فارغ از اتفاقات دیگر زندگی، فارغ از شلوغی های هر روزه ای که در آنها غرق هستیم، فارغ از حرف ها و قضاوت ها و اتفاقاتی که شاید هیچ ربطی به آدم ندارند، فارغ از حرف هایی که دیگران می زنند، فارغ از خبرهایی که رسانه ها پخش می کنند و روزنامه ها چاپ می کنند، فارغ از تمام حس هایی که در ذهن و روح خود جمع کرده ایم و روزانه درگیر آنها هستیم، فارغ از نگاه ها و قضاوت ها و سوءتفاهم ها و خلاصه فارغ از همه چیز. آری، بعد از آنکه سوت زد و قدم زد و به آخر خیابان رسید، برگردد و برود سر زندگی خودش و شروع کند همان کاری را انجام دهد که از آن لذت می برد، همان کاری که فکر می کند آدمِ آن کار است، همان کاری را که اگر انجام ندهد در آینده پشیمان می شود و حسرت می خورد، همان کاری را که دوست دارد زندگی اش با آن بگذرد.
در زندگی گاهی به این نتیجه می رسیم که کمی هم باید خودمان باشیم و برویم سر زندگی خودمان.


چهارشنبه ، ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۷:۱۳

نظرات :
عکس نظر دهنده حاتمی نسب
عالی بود لذت بردم ..
درج شده در روز پنجشنبه ، ۴ دی ۱۳۹۳ ، ساعت: ۲۰:۰۸:۰۳
میثم خدادادی ممنون از لطف شما
عکس نظر دهنده شهره
بینهایت زیبا بود
درج شده در روز سه شنبه ، ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ ، ساعت: ۱۴:۴۵:۳۹
میثم خدادادی ممنون. شما لطف دارید . .


نظر شما چیه؟
نام شما: * لطفا نام خود را کامل وارد نمایید.تعداد کاراکترها بیش از حد مجاز است.
متن نظر: *
ایمیل: لطفا ایمیل خود را با فرمت صحیح وارد نمایید.
وب سایت: لطفا آدرس را صحیح وارد نمایید
 
26 + 6 =
سلام.
برای ارتباط با من، پیام خود را از طریق فرم زیر ارسال فرمایید. با تشکر از شما.
نام شما: *
ایمیل: * صحیح نیست!
شماره تماس: (اختیاری)
موضوع پیام:
متن: *
رمز امنیتی:
رمز امنیتی